شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

ديباچه 150

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

كونتس « 57 » در مجلهء بنياد بررسىهاى اسلامى مادريد RIFIM سال 1957 ( 5 : 255 - 269 ) و بنيباكر « 58 » در Biblioetheca Orientalia سال 950 ( 17 : 212 - 214 ) و رزنتال در ارينس سال 1 - 1960 ( 13 و 14 : 138 - 158 ) هر يك گفتارى دربارهء آن دارند و رزنتال نسخه‌هاى آن را هم نشان داده است . سرگذشت ابن فاتك در مسالك الابصار ابن فضل إله عمرى ( نسخهء 2797 احمد ثالث در طوپقپو سراى 5 : 421 ) و تاريخ ابن ابى اصيبعه 2 : 98 - 99 و قفطى ( 269 ) و ارشاد ياقوت ( 6 : 241 چاپ اروپا و 17 : 77 چاپ مصر ) و حسن المحاضرة سيوطى ( 1 : 311 ) ديده مىشود . پترز ( 126 - 127 ) و اولمان ( ص 230 ) هم از او ياد كرده‌اند . 36 - ابو الفتح محمد بن عبد الكريم شهرستانى شافعى باطنى شيعى ( 479 - 548 ) در الملل و النحل ساختهء 521 ( ديباچهء من ص 22 ) سخنان زردشت را آورده كه در چاپ سنگى ايران و چاپ نخستين پدران در 1910 ( 1328 ) ( ش 1277 ب دانشكدهء حقوق ) ديده مىشود . در مجلد دوم و سوم آن سرگذشت و انديشه و سخن چندين فيلسوف يونانى و ايرانى را گذارده و دربارهء دانشمندان يونانى از نگارش فرفوريوس ( 2 : 251 و 252 و 343 و 385 ) و فلوطرخس ( 2 : 294 و 315 و 317 ) بهره برده است . فلوطرخس هم از آئتيوس و او از « وتوستا پلاسيتا » يا پندهاى شيرين ديرينه ( نزديك 150 ) و او از ثئوفرستوس گرفته است . او در دنبال سرگذشت هميروس ( 2 : 343 ) از گفتهء « گورفس » ياد مىكند كه در صوان الحكمة ( 92 ) « كوريس » آمده و بنوشتهء بدوى بايد « يوزپيوس » همان « آوسپيوس » باشد كه ردى بر هيروقليس ( هروكلس ) دارد .

--> ( 57 ) - Kuentz ( 58 ) - Bonibakker